|
مجتبی نخجوانی بسال 1338 شمسی در تبريز متولد
شد.
پدرش استاد مرتضی رسام نخجوانی،
يکی از هنرمندان برجسته وصاحب
سبک نقاشی در ايران و از شاگردان مرحوم مير
مصور ارژنگی
و
مرحوم عليمحمد حيدريان بود.
مجتبی از بدو تولد خود را در ميان بوم و رنگ
وقلم مو و ابزار نقاشی پدر
يافت و از همان دوران کودکی علاقه و
اشتياق خود را به نقاشی نماياند . با رنگها و کاغذهای نقاشی
پدرش که بی دريغ در اختيارش بود شروع به نقاشي کرد.
پدر، استعداد فرزند را در نقاشی کشف نمود و او را رهنمون
گرديد.
دوران تحصيلات ابتدايی و متوسطه را در سال
1357 بپايان رساند و بلا فاصله عليرغم اشتياق به ادامه نقاشی،
در دانشکده فنی دانشگاه تبريز-رشته مهندسی مکانيک – پذيرفته و
مشغول ادامه تحصيل شد.
ليسانس مهندسی خود را در سال 1364 دريافت کرد
و بجز چند سال که در ادارات دولتی و بخش خصوصی در ارتباط با
مدرک فنی خود اشتغال داشته، ترجيح داده که بقيه اوقات را بجای
نشستن پشت ميز، پشت سه پايه نقاشی خود بنشيند و به کار تدريس
وآفرينش هنری- که عشق اصلی وی ميباشد – بپردازد .
در سال 1361، گالری هنری نخجوانی را تاسيس نمود و از
آن زمان
تا کنون به آموزش نقاشی به علاقمندان اين هنر مشغول بوده است.
در سال 1365، با همسر خود، رويا، ازدواج کردکه
حاصل اين ازدواج دو دختر به نامهای پريا وپارلا می باشد. طی
سالهای دهه هفتاد، متناوبا" به تدريس هنر طراحی و نقاشی در
دانشکده های معماری و هنرستانهای نقاشی پرداخته و در سال 1379
نيز خود موفق به تاسيس اولين هنرستان نقاشی دخترانه غير دولتی
در تبريز گرديده است.
qqq
اين هنرمند در خصوص سبک هنری خود چنين
اظهارميدارد:
( نقاشی را به شيوه رئاليسم شروع کرده و آنگاه به امپرسيونيسم
رو اورده و اخيرا نيز لزوم بيان هنری به شيوه های نوتر نظير
اکسپرسيونيسم، آبستره، نيز اکسپرسيونيسم انتزاعی را در
يافته
ام .
معتقدم هر هنر جويی ابتدا بايد فرم را درک کند، آن را بتواند
همان گونه که هست در طراحی هايش منعکس کند و پس از اين مرحله،
آزاد است تا دفرمه کردن را تجربه کند وبلاخره اثر هنری خود را
با زبان ويژه خود که ممکن است اکسپرسيونيسم باشد، آبستره،
کوبيسم يا سوررئاليسم ويا فوويسم، بيان نمايد ويا اصولا به
طبيعت وفادار بماند.
به همين جهت است که ضربات کوتاه و حساب شده قلم مو، همراه با
رنگهای نزديک به طبيعت، در سالهای دهه شصت جای خود را به ضربات
محکم و آزادانه قلم و رنگهايی که بيانگر حس درونی وعاطفی
من است در سالهای دهه هفتاد دارد و بدين ترتيب برخی از
تابلوهای اخير من از حسی قويتر وديدی متفاوت تر با ديد سالهای
قبل حکايت می کنند . تابلوهای اخيرم، نشانگر اين واقعيت است که
با قدمهای محکم- والبته نه سريع، از گذشته امپرسيونيستی خود
فاصله ميگيرم )
نقاشی کردن و
آموزش آن به هنرجويان علاقمند و
مستعد و تدريس
آکادميک طراحی ونقاشی در هنرستان و قسمت
اعظم وقت اين هنرمند را پر ميکند و البته نواختن گيتار اسپانيش
نيز جزو برنامه های روزانه وی ميباشد.
در سال 1379 کتابی تحت عنوان (مروری بر زندگی و
آثار نقاشی
استاد مرتضی نخجوانی ) بقلم مجتبی نخجوانی چاپ و منتشر گرديد .
گفتنی است فيروز نخجوانی، عموی هنرمند ايشان
که در سال 1379 بد نبال بيماری چشم از جهان فرو
بست، نيز خود
يکی از نقاشان مطرح تبريز بود.
qqq
چشم اندازهايی از طبيعت آذربايجان، زادگاه
هنرمند ونيز جنگلها وشاليزارهای سر سبز شمال ايران، که وی
ديوانه وار آنها را دوست دارد وهيچ فرصتی را برای سفر به انجا
از دست نمی دهد، بخش اعظم تابلو های وی را تشکيل ميدهند.
ضمن اينکه نقاشی از گلها و پرتره سازی نيز جايگاه ويژه ای را در
آثار اين هنرمند بخود اختصاص داده است.
|